دور دنیا در هشتاد لایو

خداوکیلی این چه کاری است که اینستاگرام در هر آپدیتش یک سری امکانات جدید ایجاد میکند؟
اولا که این استوری چی بود در دامنمان گذاشتی؟تازه بعدش هم نظرسنجی به آن اضافه کردی! چند روزی هم می شود که همه از هم سوال میپرسند!!ما استوری ها را هم به خاطر رو مخ بودن دایره قرمز دورشان میبینیم.از وقتی این امکانات آمده تا دایره بالای اپلیکیشن را لمس می کنیم تصاویری که میبینیم چند حالت بیشتر ندارد:
یک زمانی مد شده بود جاده را از شیشه جلوی ماشینی میدیدیم که داخلش صدای یک خواننده ای هم می آید!! با آپدیت جدیدتر استوری یا لایو گذارنده محترم کنجکاو شد که بداند ما پکیج جذاب( آهنگ و جاده و داشبورت) را دوست داریم یا نه!!به همین دلیل نظرسنجی می گذاشت و می پرسید ((دوست دارید یا نه!؟)). اصلا چه کسی گفته شما باید آهنگی که ما دوست داریم را گوش دهید.مگر مجبورید؟گیریم که دوست نداریم و سلیقه مان متفاوت است! حاضرید به جای شجریان, سه برادر خداوردی گوش دهید و یا بالعکس؟!
یک نوع دیگر تصاویر کوتاه رفت و برگشتی تکراری است! طرف کیسه دستش را n بار عقب و جلو می کند یا مثلا تصویر پایی است که مدام دارد صحنه آهسته اش پخش می شود! برادر من, خواهر من, اگر بازی والیبال هم بود انقدر ویدئو چک نیاز نداشت! تا پایان استوری ما صد بار پای شما را دیدیم که هی عقب و جلو می رود و در نهایت به قول گزارشگر والیبال, در منطقه عقب زمین روی خط عرضی به پوئن تبدیل می شود!
بعضی ها هم هستند که در طول یک روز 300 استوری از کارهای روزمره ای که انجام می دهند, به خورد مخاطبان می دهند. الان چه کسی گفته که نشستن و کیک خوردنتان در فلان رستوران برای ما جذاب است؟ اینکه عباس آب طالبی می خورد ولی شما و دوست جونی تان عاشق آیس پک هستید به چه کار ما می آید؟ بالا و پایین پریدنتان در مهمانی های شبانه ای که واقعا شبانه است و چشم چشم را نمی بیند و چند تا صورت غیرقابل تشخیص دارند بلد نبودن حرکات موزون را به رخ می کشند و اصلا معلوم نیست این تاریکی به خاطر پریدن فیوز برق خانه میزبان است یا قطعی برق سراسری است, چه مفهومی دارد؟ یا مثلا فلسفه
فوت کردن دود قلیان در دوربین چیست؟ چرا باید هر چه دود و ویروس تنفسی دارید فرتی در حلق ما تخلیه کنید!! یک عده هم هستند که از اول تا آخر لایو و استوری زل زده اند بهمان و چیزی نمی گویند و فقط دارند با لبخند بخش هایی از نقاط کور بدنشان را هی توی چشممان فرو می کنند!
باور کنید اولین کسی که قابلیت استوری و لایو را وارد اینستاگرام کرد, فکر نمی کرد انقدر کاربردهای متفاوت برایش پیدا کنید. آن مادر مرده هیچ وقت فکر نمیکرد ایرانی ها تمام پزها و تایم هایشان را میریزند تو استوری ها و تازه میگن سوال هم بپرس!.. خسته شدیم از بس ((کیک مامان پز)) و ((خورشت همسر پز)) و ((جوجه شوهرعمه پز)) و ((برنج شفته مخاطب خاص پز)) دیدیم! به جان عزیزتان قسم ((سیزده بدر تایم)) و ((چله تایم)) و ((امتحان ترمودینامیک تایم)) و

((استخر تایم)) و ((توالت تایم)) را همه دارند توی زندگیشان! ولمان کنید!! اه...( نگارنده از شدت عصبانیت با زبان فارسی سخت خودش را از وسط به دو نیم تقسیم می کند و با نیمه راستش به صحبت ادامه می دهد)
یکی دیگر از کاربردهای استوری و لایو که مطمئنن فقط مختص ایرانی هاست انتشار تصاویر و فیلم موقع خوابیدن و بیدار شدن از خواب است. طرف عکس گرفته نوشته صبح بخیر. از داخل عکس دهان مبارکش بو میده قشنگ!!چرا واقعا؟؟؟کی ازت عکس خواست؟کی بهت گفت چی پوشیدی؟؟!!چه لزومی داره عکس بذاری!
خلاصه که در لایوها و استوری هامدام زندگی شخصی مان در دسترس مردم است و پس فردا روز هم توقع داریم که چرا در زندگی دیگران دخالت میکنید؟؟!! به جان عزیزتان قسم ما کاری نداشتیم با شما..خودتان به زور در لایوهایتان ما را با خود و دوستان دور و نزدیکتان همراه کردید تا دور ایران و دنیا را بگردیم و ببینیم چه می خورید و چه پوشیده اید و کدام سرویس بهداشتی را برای قضای حاحت انتخاب کرده اید!!هر لحظه که اپلیکیشن را باز می کردیم می دیدیم شما بخشی از مسافرتتان را با ما به اشتراک گذاشته اید. از بس در لایوهای ملت این ور و آن ور رفته ایم اقوام و آشنایان انتظار سوغاتی دارند از آدم.

ما را پرسش های ((فلان کارو کنیم یا چی؟!)), (( بهمان جا بریم یا زوده؟!)), (( چه گلی بخوریم؟ گل خاصی بخوریم یا چی؟؟)) به سی و دو قطعه نامساوی تقسیم کردید!!
دوست جان عزیز, خواهشا شما بیخیال نظر ما شو و هر گلی دوست داری بخور! گل قیچی برگردون بخور! گل آفساید بخور! اصلا کلین شیت کن!به ما چه؟بسسه دیگه!دیگه از همه اینا عجیب تر یا لااقل برای من نامفهوم تر این 'پست موقت'نوشتن هاست.ادم یاد ماموریت غیر ممکن میوفته که پیامها خود بخود پاک میشدن.پست موقت خودش پاک میشه یا طرف خودش پاک میکنه؟اگه قراره پاک بشه خوب بذار استوری.اقلا اگه خواستیم اون دایره قرمزو تحمل نکنیم مجبور میشیم ببینیم.نه اینکه همینطور که صفحه رو بالا میدیم پست موقت بخونیم.بخدا جی لو بقدر سلبریتی مشهور ما از هر لحظه زتدگی با همسر جدیدش عکس نمیذاره.

از صفحه ebnmeysam

میلاد محمدی/آبان97

بدون موسیقی زندگی اشتباهی بیش نبود(قسمت دوم)

 

1) موسیقی چگونه بر مغز تاثیر می گذارد

 

موسیقی بر بخش های مختلف مغز تاثیر می گذارد و به همین دلیل هم هست که توسط بسیاری ازمتخصصان در درمان بیماران افسرده یا مضطرب استفاده می شود. وزن موسیقی، ریتم موسیقی، گام و اوج موسیقی همه در نواحی ای از مغز مدیریت و پرداخته می شوند که با احساسات و خلق و خو در ارتباط هستند. این نواحی کلیدی عبارتند از: هیپوکارپ، قشر پیشانی و لوب آهیانه

هیپوکارپ که یکی از ساختار های سیستم لیمبیک است، مسئول تثبیت خاطرات جدید است و همینطور پاسخ های عاطفی نیز ایجاد می کند. از سوی دیگر قشر پیشانی احساسات و ضربه های روحی شدید را مدیریت می کند؛ این قسمت به انسان کمک می کند که تصمیمات خوب و قابل قبول بگیرد و بنابراین با این کار مانع از بروز رفتارهای نامناسب می شود. به همین ترتیب لوب آهیانه هم مسئول پردازش و درک اطلاعات بوده و برجاهای دیگر هم تاثیرگذار است.موسیقی به دلیل توانایی اش در دگرگون ساختن بخش های مختلف مغز در بسیاری از تراپی ها و درمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال برای درمان افرادی که سکته ی مغزی کرده اند استفاده می شود تا به انها آموزش دهد که چطور دوباره صحبت کنند. به کسانی که لکنت زبان دارند هم توصیه می شود تا بتوانند کلمات را دقیق و واضح تلفظ کنند. از آنجایی که موسیقی با قسمت های مربوط به احساسات هم در ارتباط است، به عنوان درمانی برای تغییر خلق و خو و مود برای بیمارانی که از افسردگی یا اضطراب رنج می برند هم استفاده می شود.

 

2) موسیقی می تواند باعث شادی شما شود

 

بسیاری از مردم وقتی ناراحت و دپرس هستند، به سراغ موسیقی ریتمیک می روند که خب تعجبی هم نیست که چرا موسیقی یک راه حل مناسب برای کسانی است که احساس ناراحتی می کنند. سال هاست که موسیقی موجب شادی و خوشحالی افراد شده و این به این دلیل است که آهنگ های تسکین دهنده موجب آزاد شدن هورمون سروتونین که  هورمون محرک شادی است می شوند. موسیقی همچنین با دوپامین که یک انتقال دهنده ی عصبی است بدن را فرا می گیرد که این انتقال دهندهموجب پیدا کردن حس خوب می شود. موسیقی همینطور راه را برای آزادسازی نور اپی نفرین که هورمونی شادی آور است هموار می کند.با وجود تمام این هورمون هایی که موجب گسیل شدن شادی به بدن شما می شوند، دیگر نیازی به خرید داروهای گران قیمت افسردگی برای داشتن احساس بهتر ندارید!

 

3) موسیقی می تواند در درک شما تاثیرگذار باشد

 

حتی اگر چیزی که موجب ناراحتی شمامی شود هم در حال حاضر وجود نداشته باشد، می تواند روزها موجب ناراحتی و دپرسی شما شود؛ مخصوصا اگر خودتان هم جلوی این قضیه را نگیرید!‌اما اگر می خواهید که از دیدگاه مثبت تری در زندگی بهره ببرید، لازم است که به موسیقی های مورد علاقه تان گوش دهید.مطالعاتی که انجام شده نشان داده اند که وقتی افراد به موزیک های پرجنب و جوش تر گوش می دهند، درک مثبت تری از زندگی دارند.

 

4)  موسیقی می تواند امواج مغزی شما را تغییر دهد

 

موسیقی نه تنها می تواند حالت فعلی شما را تغییر دهد، بلکه می تواند بر خلق وخوی شما در آینده نیز تاثیرگذار باشد. حتی اگر موزیک پلیر گوشی تان را هم قطع کنید، موزیکی که چند لحظه پیش گوش می کردید می تواند به طور قابل توجهی امواج مغزی شما را تغییر دهد که این یعنی داشتن مودی مثبت برای ساعت ها.

 

5)  موسیقی هایی که باید گوش کرد

با دانستن اینکه موسیقی می تواند در بهود خلق و خو موثر باشد شاید این سوال برایتان پیش بیاید که چه نوع موسیقی ای برای گوش دادن بهتر است؟ و خب احتمالا خوشحال می شوید اگر بدانید که تمام موسیقی ها می توانند باعث بهبود مود شما شوند!

در مطالعه ای که انجام شد نتایج نشان داد که دانش آموزانی که به موزیک –هر نوع موزیکی- گوش می کردند شادتر، خوش بین تر، دوستانه تر، آرام تر و ریلکس تر بودند.

درحالیکه اصولا موسیقی های آرامشبخش تر مثل شاهکارهای کلاسیک از بتهوون و موتزارت پیشنهاد می شود، اما تحقیقات نشان داده اند که موسیقی های بلند و خشن مثل راک هم می توانند باعث ایجاد حس مثبت در شما شوند. حتی اگر سبک های موسیقیایی دیگر مثل پاپ، رپ، جاز و غیره را دنبال می کنید هم می توانید در روزهای بد برای اینکه حالتان بهتر شود به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.در یک آزمایش افرادی که انتخاب شده بودند را به ۲ گروه تقسیم کردند. یک گروه به موسیقی‌های ریتمیک و شاد گوش می دادند و گروهی دیگر به موزیک های غمگین. افرادی که موزیک شاد گوش می دادند پس از آن احساس شادی بهشان دست داد و افرادی که موزیک غمگین گوش می کردند هم احساس غم و ناراحتی کردند.اما چیزی که واقعا شگفت آور بود، تغییری بود که در افکار افراد پس از گوش دادن به موزیک ها ایجاد شده بود. کسانی که موسیقی‌غمگین گوش داده بودند چیزهای بد و ناراحت کننده ای که در طول زندگی شان رخ داده بود را به خاطر آوردند و در خود اعتمادبنفس کم تری برای انجام کار داشتند.

 

* تاثیر مثبت موسیقی

 

1) موسیقی هنگام رانندگی به طور قابل ملاحظه‌ای حواس‌مان را پرت می‌کند.

 

رانندگان هنگام گوش دادن به موسیقی مورد علاقه‌ی خودشان، سکوت و یا موسیقی ایمن (که محققان پیشنهاد کردند) مورد آزمایش قرار گرفتند. البته که اکثر آنها موسیقی خودشان را ترجیح میدادند، اما ثابت شد که بیشتر باعث پرتی حواس می‌شود: هنگام گوش دادن به موسیقی مورد علاقه‌ی خودشان، رانندگان اشتباهات بیشتری مرتکب می‌شدند و با خشونت بیشتری رانندگی می‌کردند.

جالب‌تر این که موسیقی ارائه شده توسط محققان بسیار موثرتر از سکوت بود. این طور به نظر رسید که موسیقی ناآشنا، یا غیرجذاب بهترین گزینه برای رانندگی است.

 

2) موسیقی پس زمینه میتواند خلاقیت را افزایش دهد

 

همه ی آهنگ های انرژتیک درون لیست موسیقی شان را دوست دارند. اما هنگامی که بحث خلاقیت کاری به میان می‌آید، ممکن است موسیقی بلند بهترین گزینه نباشد.

تحقیقات نشان داده‌اند که سطح ملایم موسیقی نقطه عطفی برای خلاقیت است. موسیقی پس زمینه حتی بیشتر از سطوح پایین موسیقی خلاقیت انسان را تحریک می‌کند.

عملکرد این قضیه به گونه‌ای است که موسیقی ملایم دشواری پردازش را افزایش داده که منجر به افزایش پردازش انتزاعی و خلاقیت بالاتری می‌شود. به بیان دیگر، هنگامی که در تلاش برای پردازش کارها هستیم، به سمت روش‌های خلاقانه‌ می‌رویم.

 

3) موسیقی به ورزش کردن کمک می‌کن

همانطور که سکوت نمی‌تواند به خلاقیت و رانندگی بهتر کمک کند، هنگام ورزش هم چندان عامل موثری نیست.

سالهاست که تحقیقات بر روی تاثیر گوش دادن به موسیقی هنگام ورزش در حال انجام است. در سال 1911، یک مطالعه نشان داد که گوش دادن به موسیقی در مقابل سکوت، باعث افزایش سرعت رکاب زدن دوچرخه سواران می‌شود.این امر به این دلیل است که گوش دادن به موسیقی می‌تواند فریادهای خستگی مغز را سرکوب کند.  همانطور که بدن می‌فهمد که خسته هستیم و می‌خواهد که استراحت کنیم، به مغز نیز پیام‌هایی می‌فرستد تا پیام استراحت ارسال کند. گوش دادن به موسیقی رقیبی برای بدن در تسخیر توجه مغز است و به ما کمک می‌کند تا به راحتی از این پیام‌های خستگی چشم پوشی کنیم.

منبع:تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان/حسین عبداللهی

 مریم پاکدامن/آبان97

3 سوال طلایی

مقدمه
امروز میخواهم برای شما دوستان سوالاتی مطرح کنم که بیشتر فکر انسان را مشغول ساخته اند:
1)از کجا امده ایم ؟    2)به کجا میرویم ؟    3)این جا کجاست؟ 
 
پیامبر اکرم فرموده است:خوب است هر کس این سه پرسش را ازخودش بپرسد
و بتواند به آن پاسخ دهد.
 
همچنین فیلسوف بزرگ و معروف آلمانی کانت، این پرسش را پرسیده است اما به شکلی دیگر:
-من چه میتوانم بدانم؟(چیزی در این دنیا است که من بتوانم آنرا دانش بنامم)
-چه باید بکنم؟(چه کارهایی است که باید انجام دهم و انجام آنها باعث خشنودی من میگردد)
-به چه چیزی میتوانم امیدوار باشم؟
 
تنها مطلبی که من میدانم این است که من درباره همه چیز شک کنم؛
از کجا مشخص و معلوم است که من در خواب نیستم و تمام دنیا رویاست ،
من اصلا انسان هستم یا چیز دیگری!
شما در خواب ممکن است همه چیز ببنید ولی از خواب که بیدار شوید میبینید که
تمام از بین رفته است.
 
مولا نا میفرماید:
هزار صورت جنبان به خواب بینی      چوخواب رفت نبینی ز خلق دیاری
 
یکی از معروفترین آثار یک شاعر چینی مربوط به همین است که میگوید:
روزی خواب دیدم که پروانه ای هستم، به دور شمعی میچرخم؛
وقتی بلند شدم دیدم که انسانم،حالا ماندم که انسانی بودم که خواب دید پروانه است؛
یا پروانه ای که خواب میبیند انسان است.
 
از آنجایی که من شک میکنم و شک کردن به عنوان فکر و تعقل محسوب میگردد
پس میتوانم بگویم من هستم و واقعیم.
این جمله معروف و مشهور فیلسوف بزرگ فرانسوی  دکارت :جمله کوگیتو است.
cogito= I think therefor i am
je penes donc je suis
من می اندیشم؛پس هستم
 
این تنها آگاهی است که از خودمان داریم ؛ میدانم که در این دنیا آگاه هستم؛
وقتی من متوجه این آگاهی میشوم از خود بی خود میگردم،
همچون انسانی که در جنگل در درک زیبایی جنگل فرو رفته
و دیگر اندامهایش را ادراک نمیکند؛
حال شما در نظر بگیرید که به سطح درک از تفکر و تعقل برسید.
 
شاعر انگلیسی خانم کتلیتن در اشعار خودش میگوید:
من خسته شدم از این دست، از این پا ،اینها خودشان را به من وصل کرده اند.
 
مولانا میفرماید:حجاج رفته بود حج بنگ کشیده بود و سرش را به در تکیه داده بود؛
 هی داد و فریاد میزد که در را کسی باز نکند اگر باز کند سرم می افتد.
 
حالا ما هم در این دنیا بنگ کشیدیم، بنگِ غفلت و جهالت، فکر میکنیم همین هستیم؛
خیر منِ انسان چیزی فراتر هستم.
حالا این را فهمیدیم و متوجه شدیم که ناقص هستیم؛ کمال را هم ادراک کردیم،
و از روی آن متوجه شدیم که ناقصیم و مکرارا طلب میکنیم،پس مطمئن میشویم ناقصیم؛
انسان مدام در حال طلب کردن است و این خودش سند عقل و خرد ماست.
هر زمان آرزویی و هیچ زمان وصلی!
 
برای رسیدن به این آرزو باید سخت کار کرد و زندگی تمام زیبایی است؛
اگر ما برای به دست آوردن هدفمان حرکت کنیم.
 
شاعر آمریکایی می گوید:خواب دیدم زندگی تماما زیبایی است؛
و وقتی بلند شدم دیدم که زندگی تمام کار و زحمت است؛
اما زمانی که کارهایم را به درستی به اتمام رساندم دیدم که ، واقعا زندگی زیباست؛
و زیبایی آن در به انجام رساندن کارهاست، آن وقت است که خشنود و شاد میشویم.
 
حرکت جوهری همین است که انسان از نقصان به سوی کمال حرکت کند.
در نتیجه:
من آگاهم که هستم و درباره ی خودم و محیطم مدام در حال شک،قضاوت و تعقل هستم؛
این حرکت انسان از سوی بی آگاهی و نقصان به سمت گمالگرایی است.
 
از اینکه مطالعه کردید مزید امتنان است
 
برگرفته از سخنان دکتر الهی قمشه ای 
 
نویسنده محمد محلوجی 

مردسالاری مدرن

مردسالاری مدرن 

 

چه کسی تعیین می‌کند زنان باید به لحاظ ظاهری همیشه و در همه حال زیبا باشند؟؟ 

اصلا چه کسی می‌گوید زنان مظهر زیبایی هستند؟؟

هر انسانی موجودیتی ورای کالبد و ظاهرش دارد.

 

ارزش یک زن هرگز نباید با زیبا یا نازیبا بودن تعیین شود چرا که این کار تمام هویتش را 

از او می‌گیرد.  

وقتی که این مفهوم غلط در اثر تربیت نادرست از طرف جامعه به زنان القا شود که وقتی 

ارزشمند و کافی محسوب می‌شوند تا با یک سری از معیارهای غلطِ تعریف شده 

برای زیبایی، منطبق باشند؛

 دغدغه‌های فکری و زندگی آنها را به این موضوع محدود می‌کنند و این نه تنها زندگی را 

بر آنان سخت می‌کند بلکه باعث جلوگیری از رشد آنها نیز می‌شود.

 

این فرآیند دقیقا مانند دولت مردانی عمل می‌کند که اکثریتِ قشر جامعه را در دغدغه‌ی 

فکریِ تامین مایحتاج اولیه‌ی زندگی حبس می‌کنند و فرصت رشد و تفکر را از مردم می‌گیرند

 و جامعه را در فقر آگاهی گیر می‌اندازند.

 

 زیبایی مفهومی کاملا نسبی است و نباید هیچ زنی برای پذیرفته و ارزشمند شمرده شدن،

 خود را در برابر فشار از سوی جامعه احساس کند.

تقلیل ارزش وجودی زنان به زیبایی، یک جنایت از نوع مردسالاری مدرن است..

 

البته که گرایش به زیبایی که علاقه شخصی و خواست خود فرد است 

و تهدیدی برای سلامتی نیست و از روی آگاهی و نه از روی اجبار و فشار از طرف جامعه است؛ مورد بحث نیست.

 

زیبایی یک طیف سیالِ گسترده دارد که نباید آن را به مطلق و دسته بندیِ خاصی تقلیل داد

 چرا که موجب ایجاد گرایش به پرفکشنیسم و حتی ایجاد حسِ خودزشت انگاری می‌شود 

و باعث می‌شود افراد برای رسیدن به زیباییِ تعریف شده ،

 مجبور به عمل‌های زیبایی و یا مصرف گراییِ افراطی شوند و چون در اکثر مواقع 

رسیدن به آن ایده‌آلِ ساختگیِ غلط تقریبا ناممکن است باعث سرخوردگی فرد شده 

و عزت نفس را خدشه دار می‌کند و حس ناکافی بودن و  بی‌ارزش بودن ایجاد می‌کند؛ 

که باعث جلو گیری از رشد فکری فرد می‌شود.

موضوع قابل توجه این است که از طرف جامعه‌ی مردسالار زیبایی‌های سطحی 

ارزش می‌شوند و دقیقا از طرف همین جامعه ، 

زنان را به خاطر داشتن همچین دغدغه‌های افراط گونه‌ای مورد تمسخر و انتقاد قرار می‌دهند؛ زنان را انسان‌هایی سطحی تلقی می‌کنند، این نوع نگاه، 

عزت نفس ضعیف را شکسته تر می‌کند و این همان مردسالاری مدرنیست 

که به آن اشاره شد، یعنی سرکوب زنان از دو جهت! 

در کالاانگاری نظام مردسالار اگر  زنی زیبا نباشد، آنچه که در ذهنش، توانایی‌ها و

 دستاوردهایش است نادیده گرفته می‌شود. 

مبنا و اساس پیشرفت بر روی ظاهر دلفریب و زیباست و اگر زنی حقوق پایمال شده‌اش را مطالبه کند به او می‌گویند چون زشتی و مورد توجه مردان نیستی؛معترضی!!! 

در این چاهِ موردِ مقبول بودن بی‌انتها تنها زنان خود ساخته و توانمند هستند که 

گیر نمی افتند چرا که زیبایی می‌تواند تاریخ انقضا داشته باشد اما زنان تاریخ انقضا ندارند. 

 

امروزه پیدایش و گسترش شبکه های اجتماعی، برندها، صنعت مد و کمپین‌های تبلیغاتی

 به این موضوع دامن می‌زنند.

هیچ مکان، حرفه و جایگاهی وجود ندارد تا در آن ظاهر یک زن اهمیتی نداشته باشد 

به این صورت که اگر زنی با ظاهر معمول و عادی در جامعه ظاهر شود و یا عکسی

 بدون آرایش و فیلتر یا روتوش از خود آپلود کند از طرف توده‌ی مردم مورد توهین و تمسخر؛ 

و از طرف جمع روشن فکر پندار، شجاع تلقی می‌شود. 

در صورتی که این زن نه بی ارزش است که به او توهین شود 

و نه شجاع است که تحسین شود؛ او فقط و فقط خودش است. 

زنان عروسک‌هایی برای تزئین شدن نیستند، 

انسان‌هایی هستند که می‌توانند آزادانه انتخاب کنند که چگونه 

و با چه ظاهری زندگی کنند  و در جامعه حاضر شوند.

 

اکثر اوقات این خود زنان هستند که با نادیده گرفتن دیگر ابعاد و توانمندی‌های فردی خویش ، 

به مردسالاری دامن می‌زنند.

 با این پندار غلط که زنان در هر حرفه و شغل و حیطه‌ای که کار می‌کنند 

حتما باید زیبا نیز باشند. 

یک پزشک، معلم، مهندس، فیلسوف، نویسنده، نقاش، موسیقیدان، وکیل، 

و یا هر شغل دیگری نیازی ندارد که حتما زیبا باشد؛

حرفه‌ی او و میزان حاذق بودنش ربطی به ظاهرش ندارد، با این وجود خیلی از زنان با مقایسه خود و دیگر هم نوعانشان با عکس‌های فوتوشاپ شده‌ی

 سلبریتیها ریشه‌های مردسالاری را قوی‌تر می‌کنند.

 معنای وجودی و ارزشمند بودن هیچ انسانی در زیبایی تعریف نمی‌شود.

 

      نویسنده:آیدا فیروزی فرد

چطور انسان هایی که به اخلاق باور دارند دست به شرارت میزنند؟

چطور انسانهایی که به اخلاق باور دارند دست به شرارت میزنند؟

✅هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام می گذاشت.

✅این ویژگی ها در کنار کوره های آدم سوزی و کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بی رحم ترین شکنجه گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند. پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزش های اخلاقی دارند و در سایر بخش های زندگی دل رحم هستند میتوانند دست به اعمال غیر اخلاقی بزنند؟

✅پاسخ "بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است "افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبه های غیر اخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند."
او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید.

✅این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی-روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:

1⃣ توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایش آمیز به نظر برسد.
شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویست های انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...

2⃣ تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیر اخلاقی با کلمات متفاوت که چهره ی آن را میپوشاند.
فرمانده هان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" می نامیدند. نمونه های دم دستی تر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانت های جنسی در ازدواج است.

3⃣ مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسه ی رفتار خود با نمونه هایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند.
"آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".

4⃣ جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسولیت را به گردن یک منبع خارجی می اندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند.
در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان امریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضی ها را مثله کردند. وقتی چهارده نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!

5⃣ انسانیت زدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او سهل تر میشود.
کافر یا نجس دانستن پیروان سایر آیین ها، کاکاسیا خواندن برده ها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.

6⃣ مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود.
کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریک آمیز بوده نمونه هایی ازین مکانیسم هستند.

 

 

رهایی از زندان

فیلم ''رستگاری در شاوشنگ '' را سالها پیش دیده بودم ، اما چند روز پیش دوباره با دیدنش انرژی گرفتم . بی جهت نیست که در لیست برترین آثار تاریخ سینما این فیلم همیشه  جزء برترین ها است.

''رستگاری در شاوشنگ'' داستان بانکداری است به نام اندی دوفرین ، که به ناحق متهم به قتل همسرش شده و بنابراین برای حبس ابد راهی زندانی به نام "شاوشنک" میشود.

فیلم پیام آور امید ، تلاش برای تغییر ، سختکوشی ، ضرورت زندگی شرافتمندانه ، داشتن رویا برای زندگی و دوست داشتن دیگران است.

زندان انتهای بی اخلاقی است و جایی است که قاتلان ، دزدان ، کلاهبرداران ، ماموران خشن و کثیف و رئیس زندان ریاکار و کلاهبردار و خشمگین ، کنار هم گرد آمده اند.

اما اندی دوفرین شرافت و انسانیت خود راحفظ کرده و دیگران را نیز به آن توصیه میکند.او هیچگاه تسلیم خواسته های غیر انسانی برخی زندانیان نمیشود حتی اگر به قیمت کتک خوردن او تمام شود.

او با اندیشه و رفتارش ، دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد. او برای بیرون رفتن از زندان رویایی دارد : زیستن آزادانه در جایی دیگر، بیرون از همه پلشتی های زندان ، فراتر از دیوارها.

با سوادآموزی به یکی از زندانیان برای گرفتن مدرک دیپلم تحصیلی اش و کتابخوانی در کتابخانه ی زندان و تشویق دیگران به خواندن کتاب ، با این شرایط کنار می آید و با احساس تنهایی خود روبرو میشود. اندی دوفرین علی رغم آزار و اذیت هایی که زندانیان متجاوز در حق وی انجام میدهند ، ناامید نمیشود . از دیدگاه اگزیستانسیال اندی انسان اصیلی است زیرا نه تنها انتخاب های خود را بر اساس خواسته هایش انجام میدهد بلکه تبعات انتخاب های خود را با تمام وجود می پذیرد . وی احساس امید را در خود نمی کشد و برای زنده نگه داشتن این احساس از هیچ کاری دریغ نمی کند . دقایق آخر فیلم اما اتفاق عجیبی روی میدهد .صبح یکی از روزها مامورین هنگام سرشماری زندانیان متوجه میشوند که ''اندی" در سلولش نیست او بعد از بیست سال زندگی در این زندان وحشتناک با یک چکش ساده که در ابتدای حضورش در زندان از یکی از زندانیان به صورت قاچاقی میگیرد موفق به کندن حفره ای در سلولش شده و از طریق فاضلاب زندان به بیرون از زندان می گریزد تا زندگی شرافتمندانه اش را در بیرون از زندان سر بگیرد...

 

شاید بتوان این زندان را "نماد" نوعی جامعه دانست ، که این جامعه مملو از آدمهای نادان و توده احمق و متعصب و حاکمیت لمپن و فاسد و عوام فریب است .حاکمیتی که به روشنفکرانش اجازه هیچ نوع فعالیتی نمیدهد و آنان را محصور و منزوی میکند و به این ترتیب فرصت رشد و کمال را از جامعه میگیرد . اما پیام این فیلم این است که  حتی در این شرایط هم نباید ناامید شد بلکه باید امید به فردایی بهتر داشت . کافی است که این افراد تغییر و تحول را از خود آغاز کنند. روشنفکران چنین جامعه ای ماموریت خطرناکی خواهند داشت و آن دعوت توده ی جامعه و راهی کردن آنان به سمت کتابخانه هاست ، همچون کاری که اندی دوفرین در زندان انجام داد.

وقتی این چنین شد و افراد چنین جامعه ای از زندان های درونشان ( جهل ، تعصب ، خرافه پرستی ، مقدس سازی ، حماقت و نادانی ) آزاد شدند بدون شک از زندانهای بیرونی (حاکمیت منفور ، فاسد و نادان )هم رهایی خواهند یافت.( کتابخانه ها نباید مکانی برای تنیدن تار عنکبوتها باشد. )

ممکن است روشنفکران چنین جامعه ای ابتدا توسط توده ی مردم مورد قضاوت و تمسخر واقع گردند و از طرف آنان طرد و منزوی شوند اما ذکر یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه : تلاش برای رسیدن به زندگی آزادانه ، آگاهانه و عاقلانه مسلما هزینه هایی را در برخواهد داشت و روشنفکر به ناچار متحمل این هزینه هاست. او نباید هیچگاه دست از تلاش و کوشش برای زندگی بهتر و کمک به افراد برای چشیدن طعم این نوع زندگی انجام دهد...

 

سر و سامان دادن به دنیایی که فساد در آن زبانه میکشد از هر کسی بر نمی آید . سرچشمه تمام اینها قبول کردن این حقیقت بسیار تلخ و سخت است : انسان همواره در سختی است اما این حقیقت باعث نمیشود که دست از تلاش و کوشش برای زندگی بهتر بکشد...

 

نویسنده/ سامان اسدی ۶ آبان

بدون موسیقی زندگی اشتباهی بیش نبود

زمانی که صحبت از هنر به میان میاید طبیعت گویی بی همتا جلوه میکند آنچنان که گویی یک نقاش شاید هیچگاه نتواند از زیبایی طبیعت پیشی بگیرد.اما بشر در زمینه ای نیز گوی سبقت را گویی از طبیعت ربوده و آن تنها یک چیز است:موسیقی

صداهایی که انسان به واسطه آلات موسیقی نواخته در هیچ کجای طبیعت به این شکل قابل ساخته شدن نیستند آنچنان که فیلسوف بزرگ شوپنهاور یاد آور میشود که:هنرها وقتی به اوج خود میرسند که به پای موسیقی برسند.و نیچه نیز میگوید:بدون موسیقی زندگی اشتباهی بیش نبود

تاریخ پیدایش آلات موسیقی در مناطق جغرافیایی مختلف مورد اختلاف مورخان قرار دارد اما مطلبی که پر واضح است موید این موضوع است که از آلات موسیقی برای لذت و حس خشنودی استفاده شده.در قرن بیست و یکم نیز تحقیقات نشان داده اند که موسیقی علاوه بر لذت فواید کاربردی دیگری نیز داراست که ما در 2 مطلب سعی در اشاره و مطرح کردن برخی از این تحقیقات را داریم.

تاثیر موزیک در رستوران ها:

یک مرکز تحقیقات بین المللی موسیقی دست به تحقیق جالبی در مورد تاثیر موسیقی بر روی آمار فروش رستوران ها زد. در این تحقیق که طی 16روز در هنگام عصر تحت بررسی قرار گرفت، مشتریان را به تناوب در معرض انواع موسیقی قرار دادند. موسیقی هایی که در این 16 عصر در فضای رستوران به کار گرفته شد عبارت بود از موسیقی پاپ و کلاسیک. علاوه بر این در حالت سوم هیچ موسیقی در هنگام ورود مشتریان به کار گرفته نشد. مدت زمانی که هر مشتری بابت صرف پیش غذا، غذای اصلی و دسر صرف می کرد به عنوان زمان کلی در نظر گرفته شد. نتایج بسیار جالب بود زیرا نتایج نشان داد که مدت زمانی که افراد در معرض موسیقی کلاسیک قرار گرفتند بیشتر تمایل به ماندن در رستوران و صرف غذای بیشتر داشتند. البته مدت زمانی که افراد در حالت بدون موسیقی به صرف غذای خود مشغول بودند نسبت به دو حالتی که موزیک در فضای رستوران در حال پخش بود بسیار پایین تر بود. با این نتیجه می توان تاثیر انکارناپذیر موسیقی در قدرت اشتهای مشتریان را به راحتی ثابت کرد.

در یک تحقیق دیگر تاثیر انواع موسیقی در نحوه واکنش مشتریان تحت بررسی قرار گرفت. در این تحقیق که در یک سوپرمارکت انجام شد، از موزیکی با صدای بلند برای کنترل واکنش مشتریان استفاده کردند. خریداران با شنیدن صدای موزیک بلند به سرعت خریدهایشان را انجام دادند تا زودتر فروشگاه را ترک کنند اما تاثیر چندانی در فروش سوپرمارکت وجود نداشت. این نشان می دهد که موزیک بلند باعث توقف کوتاه مشتریان خواهدشد و اگر کسب و کار شما در رابطه با موضوعاتی است که نیاز به تامل بیشتر مشتریانتان وجود دارد سعی کنید دور موزیک بلند را خط بکشید تا بتوایند مشتریانتان را بیشتر در محیط کارتان نگه دارید.

نتایج تحقیقات وقتی افراد در معرض موسیقی آرام قرار گرفتند بسیار متفاوت بود. مشتریان با شنیدن موزیک آرام و ملایم ترجیح می دادند که مدت زمان بیشتری را در فضای فروشگاه به گشت و گذار مشغول باشند. این اتفاق باعث می شد که خرید بیشتری داشته باشند. آمار فروش در اوقاتی که فروشنده از موزیکی آرام در فضای کارش استفاده می کرده بسیار بالاتر از زمانی بوده که موسیقی با صدای بلند در حال پخش بوده است.

و اما موسیقی کلاسیک آدم ها را ولخرج می کند:

البته کارکرد موسیقی و تاثیر آن با توجه به فرهنگ های مختلف و تجربیات افراد مختلف می تواند با یکدیگر متفاوت باشد. نتیجه تحقیق در یک رستوران انگلیسی نشان داد، وقتی افراد در معرض موسیقی کلاسیک قرار می گیرند میل به خرید اجناس گران تر و تجملانه تری دارند. این تحقیق بر روی 60 فروشگاه انجام شد و نتایج مشابه همدیگر بود. نکته جالب دیگر این بود که پخش موسیقی کلاسیک در داخل یک فروشگاه این تصور را در خریدار به وجود می آورد که کلیه اجناس لوکس و در عین حال گران هستند. این موضوع از نظرسنجی بین افراد شرکت کننده در این تحقیق به دست آمد.

کمک به خواب بهتر :


بیخوابی یا اینسومنیا، یک مشکل جدی است که افراد در تمام گروه‌های سنی را درگیر می‌کند. رویکردهای زیادی برای درمان این مشکل و سایر اختلالات رایج خواب وجود دارد، که در این میان گوش دادن به موسیقی کلاسیک آرامشبخش می‌تواند روشی بی‌خطر، موثر و دردسترس باشد.


در مطالعه‌ای که روی دانشجویان انجام شد، افراد به سه گروه تقسیم شدند؛ گروهی به موسیقی کلاسیک و گروهی به کتاب صوتی گوش دادند و گروهی نیز به هیچ چیزی گوش ندادند. به مدت سه هفته، یک گروه به مدت 45 دقیقه به موزیک کلاسیک آرامشبخش گوش داد و گروهی دیگر در زمان خواب به کتاب صوتی گوش داد.


محققان کیفیت خواب این گروه‌ها را قبل و بعد از مداخلات ارزیابی کردند و دریافتند آنهایی که به موسیقی گوش داده بودند، کیفیت خواب‌شان به میزان قابل توجهی بهتر از کسانی بود که به کتاب صوتی گوش داده بودند یا به هیچ چیزی گوش نداده بودند. از آنجایی که موسیقی یک درمان موثر برای مشکلات خواب است، می‌تواند یک روش آسان و بی‌ضرر برای درمان بیخوابی باشد.

آنها خواسته شد میزان احساس شادی‌شان را توصیف کنند، گزارش کردند که بعد از دو هفته احساس شادتر بودن می‌کردند.ادامه دارد...

منبع:مقدمه ای بر موسیقی/ژاکلین اسمیتس

 

مریم پاکدامن/آبان 97